درباره

مهدی فیروزی هستم؛ وبلاگ‌نویس و مدرس زبان انگلیسی و نویسنده و مترجم چند جلد کتاب. علاقمند به تکنولوژی فکر و ایده‌پردازی و کارآفرینی و صدالبته، زبان انگلیسی.

زبان انگلیسی را بسیار دوست دارم. این علاقه به سال‌های تحصیل در دوره‌ی راهنمایی برمی‌گردد. بعدها به کانون زبان ایران رفتم و در دانشگاه هم مترجمی زبان انگلیسی خواندم و بعد هم تجربه‌ی تدریس در چند آموزشگاه و شرکت در کلاس‌ها و دوره‌ها و کارگاه‌های مختلف چه به عنوان زبان‌آموز و چه مدرس و خواندنِ کتاب‌ها و مقاله‌ها و نوشته‌های مرتبط، یکی پس از دیگری مرا به این حیطه علاقه‌مندتر کردند. البته مطالبی که در یک زبان جدید یک زندگی جدید است منتشر می‌کنم، بیش و پیش از هر چیز، تلاشی هستند برای آنکه دانسته‌های خودم را افزایش دهم و مهم‌تر آنکه آنها را سامان‌دهی کنم و سپس، با دیگرانی هم که به زبان انگلیسی علاقه یا نیاز دارند به اشتراک بگذارم.

وبلاگ‌نویسی را مهارت می‌دانم. این مهارت همان‌قدر که ساده و در دسترس است، می‌تواند دشوار و پیچیده هم باشد. از ساعت ۱۸:۱۱ روز ۱۵ مهر ۱۳۸۱ که اولین پست را در وبلاگِ شخصی‌ام منتشر کردم، تا امروز، این مهارت یکی از دغدغه‌های ذهنی‌ام بوده است. البته علاوه بر خود وبلاگ‌نویسی، دغدغه‌ی تولید محتوای پارسی هم دلیلی بر این فعالیت بوده است. همیشه تلاش کرده‌ام خوب بنویسم، از منابع اصلی ترجمه‌ی روانی بکنم، نگارش درستی داشته باشم؛ تا نه تنها وبلاگ‌نویس، که وبلاگ‌نویسِ پارسی‌زبانی حرفه‌ای باشم که به گسترش محتوای مفید پارسی روی وب هم کمک می‌کند.

خلاصه این دو مسیر حرکتیِ من، یعنی زبان انگلیسی و وبلاگ‌نویسی، در نقطه‌ی یک زبان جدید، یک زندگی جدید است به هم رسیدند.

یک زبان جدید یک زندگی جدید است

از زمانی که برای نخستین بار این جمله را خواندم (یا شنیدم) سال‌ها می‌گذرد. شاید اوایل چندان توجهی نداشتم و در نهایت آن را جمله‌ی ساده‌ای درباره‌ی یادگیریِ زبان جدید می‌دانستم. اما با گذشت زمان، این جمله اهمیت بیشتری در ذهنم یافت. طوری که چندین سال است آن را شعار خودم قرار داده‌ام. در هر کلاس و دوره و کارگاهی هم که حاضر می‌شوم، کار را با این جمله آغاز می‌کنم.

یک زبان جدید، یک زندگی جدید است.

با جستجویی مختصر در اینترنت فهمیدم که این جمله، الهام‌بخشِ بسیاری از زبان‌آموزهای زبان‌های مختلف در سراسر دنیاست؛ ولی هر چه گشتم، در مورد سرمنشاء آن چیزی نیافتم. چندی پیش که تصمیم گرفتم وبلاگی با موضوع زبان راه بیندازم، در مرحله‌ی انتخاب نام و دومین، به ذهنم رسید که از این جمله‌ی الهام‌بخش و پرمعنی استفاده کنم. هر چند که به ظاهر برای دومین، طولانی است، اما برای من ارزش فراوانی دارد.

از شما هم می‌خواهم به مفهوم این جمله فکر کنید. 🙂