فراگیری زبان دوم

نقش رفاقت در یادگیری زبان خارجی

رفاقت در یادگیری زبان
نوشته شده توسط مهدی فیروزی

نقش رفاقت در یادگیری زبان: مایکل یولدن متولد شهر منچستر در انگلستان است. علاقه‌ی خاصش به زبان‌ها و فرهنگ‌های مختلف، منجر به این شد که عمر خود را صرف یادگیری و سفر کند. او و برادرش متیو اکنون در برلینِ آلمان زندگی و کار می‌کنند. هر کدام از این دو برادر به بیش از ده زبان مختلف صحبت می‌کنند و این یادگیری را هم‌چنان هم ادامه می‌دهند.

متنی که در ادامه می‌خوانید، نوشته‌ی مایکل است و در آن، به رابطه‌ی خود و برادرش در زمینه‌ی یادگیری زبان‌های مختلف می‌پردازد. وقتی این نوشته را در وب‌سایت بابل خواندم، خوشم آمد و تصور کردم می‌تواند متن کوتاه و در عین حال جامعی در مورد اهمیت نقش یک همراه (partner) در فرآیند زبان‌آموزی باشد. این بود که آن را ترجمه کردم و با کمی دخل و تصرف، در ادامه تقدیم می‌کنم.


نقش رفاقت در یادگیری زبان: معرفی سوپربرادرهای چندزبانه!

من و برادرم از هشت سالگی با هم زبان می‌آموختیم. امروز که هر کدام به بیش از ده زبان حرف می‌زنیم، می‌توانم با نگاهِ به گذشته بگویم: داشتنِ یک همراه در یادگیری، کمک‌کننده، اما داشتنِ رقیب، بسیار انگیزه‌دهنده است.

همان‌طور که تمرین با یک همراه، می‌تواند ورزش‌کردن را آسان‌تر کند، حضورِ یک همراه می‌تواند یادگیری زبان را هم بسیار ساده‌تر کند. و اگر این همراهِ زبانی بیشتر از شما بداند، یا پیشرفت بیشتری داشته باشد، مطمئناً برای شما انگیزه‌دهنده خواهد بود. یک رقابت سالم همیشه برای یادگیری زبان مفید است. داشتنِ یک همراهِ اهل رقابت یا رقیبِ اهل دوستی، می‌تواند یادگیری را لذت‌بخش کند.

من نخستین بار زمانی متوجه شدم حضور برادرم چقدر برای یادگیری زبان حیاتی است که هر دو نوجوان بودیم. پدر و مادرم سفری به پرتغال را برنامه‌ریزی کرده بودند و بنابراین من و متیو که می‌خواستیم خودمان را آماده کنیم، یک دوره‌ی آموزش زبان پرتغالی از کتابخانه‌ی محل تهیه کردیم. با هم شروع کردیم به یادگیری، به کاست‌ها گوش می‌دادیم و کتاب را می‌خواندیم و به نوبت تمرین‌ها را انجام می‌دادیم.

چند روزی که مشغول یادگیری زبان پرتغالی بودیم، یک بار پس از تمرین فوتبال به خانه برگشتم و متوجه شدم که متیو پس از تمرین بسکتبالش، بخش ۴ را انجام داده است، مگر می‌شود! با وجود اینکه خسته بودم، می‌باید به او می‌رسیدم. تسلیم‌شدن نه تنها روی من، بلکه روی او هم تاثیرِ منفی می‌گذاشت. در یک رقابتِ سالم، این مسئله‌ی مهمی است؛ رقابت نیاز به هم‌ترازی دارد. رقیب‌های برابر، برای هم نقش همراه را ایفا می‌کنند. آنها به یکدیگر نیاز دارند تا در حقیقت خودشان به بهترین شرایطِ ممکن دست یابند.

شما با داشتنِ یک همراه در یادگیری، در واقع قدرت خودتان را دوبرابر می‌کنید. نه‌تنها کسی هست که می‌تواند به پرسش‌های شما پاسخ دهد، بلکه شخص دیگری را دارید که می‌توانید به زبان موردنظرتان، با او صحبت کنید. حتی حضور صرفِ یک رقیب هم می‌تواند انگیزه‌ی شما را افزایش دهد. اگر پیشرفت او را ببینید، احتمال بیشتری دارد که به مطالعه ادامه دهید، و هر دو برای یکدیگر یادآورِ تعهدها و انتخاب‌هایی خواهید بود که از ابتدا داشته‌اید.

تصور کنید تصمیم گرفته‌اید شب‌ها مطالعه کنید، اما وسوسه می‌شوید بخوابید و یادگیری را به فردا موکول کنید. اینجاست که نقش رفاقت در یادگیری زبان مشخص می‌شود: همراه و رقیبتان متوجه شده و شما را از این وسوسه باز می‌دارد. البته این رقابت‌ها همیشه باید حرفه‌ای و سالم باقی بمانند. نباید تقلب و انتقام‌جویی در کار باشد! (anewlanguageisanewlife.com)

داشتنِ یک همراه لزوماً به معنای این نیست که شما هر دو باید زبان یکسانی را بیاموزید. زمانی که مشغول یادگیریِ زبان‌های متفاوتی هستید هم به همان اندازه می‌تواند سرگرم‌کننده و مفید باشد. برای مثال، من اکنون مشغول یادگیری زبان‌های مجاری و آلبانیایی هستم، در حالی که متیو در حال یادگیریِ زبان‌های هلندی و پاپیامنتو است. ما طی این سال‌ها زبان‌های بسیاری را با یکدیگر آموخته‌ایم، اما گاهی اوقات علاقه‌هایمان متفاوت می‌شود. با این حال، هنوز هم می‌توانیم برای یکدیگر مفید باشیم، پیشرفت یکدیگر را با پرسش واژگان و پرسش از کتاب‌های تمرین و غیره محک می‌زنیم. در این مواقع، واجب نیست امتحان‌گیرنده حتماً آن زبان را بداند. یک همراه خوب، کسی است که بخواهد و بتواند شما را مورد آزمون قرار داده و خامِ بهانه‌های عجیب و غریب هم نشود!

به احتمال زیاد من در آینده علاقه خواهم داشت زبان‌های هلندی و پاپیامنتو را بیاموزم و مطمئن هستم که متیو هم به همین صورت علاقه خواهد داشت زبان‌های مجاری و آلبانیایی را بیاموزد. ناگفته پیداست که وقتی زمانش فرا برسد، داشتنِ همراهی که زبان موردنظر شما را می‌فهمد، بسیار مفید خواهد بود.

این نوشته در مورد نقش رفاقت در یادگیری زبان را به قلمِ مایکل یولدن و ترجمه‌ی بنده خواندید. اما باید بدانید که مایکل و متیو یک بار هم به تشویق دوستان و همکارانشان در موسسه‌ی بابِل، در چالشی با عنوان زبان ترکیِ استانبولی در هفت روز شرکت کرده و در نهایت هم موفق شدند طی تنها هفت روز، زبان ترکی را به‌خوبی بیاموزند.

داستانِ این چالش هفت روزه را در این صفحه بخوانید.

منبع مورداستفاده: Babbel

درباره نویسنده

مهدی فیروزی

وبلاگ‌نویس و مدرس زبان انگلیسی و نویسنده و مترجم چند عنوان کتاب. علاقمند به تکنولوژی فکر و ایده‌پردازی و کارآفرینی و صدالبته، زبانِ انگلیسی

دیدگاهتان را بنویسید