فراگیری زبان دوم

۷ افسانه در مسیر یادگیری زبان خارجی

۷ افسانه
نوشته شده توسط مهدی فیروزی

۷ افسانه در مسیر یادگیری زبان خارجی: بسیاری از ما سال‌هاست که با هدفِ یادگیری زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری، در کلاس‌ها و دوره‌های آموزشیِ مختلفی شرکت کرده‌ایم. انبوهی از کتاب‌ها و سی‌دی‌ها و فلش‌کارت‌ها و… را مورد استفاده قرار داده‌ایم و خلاصه هر آنچه توانسته‌ایم کرده‌ایم تا زبانی را بیاموزیم. ولی امروز با ذهن‌هایی پر از کلمه و نکته‌های گرامری، وقتی در موقعیتی مانند روبرویی با یک انگلیسی‌زبان همچنان قادر به برقراری ارتباطی موثر نیستیم.

چرا این چنین است؟ چرا این کتاب‌ها و کارت‌ها و مجموعه‌های مولتی‌مدیا و… نتوانسته‌اند کمک شایانی به ما بکنند؟ پیش از آنکه بدانیم چه کنیم تا زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری را درست بیاموزیم و بتوانیم از آن درست استفاده کنیم، باید بدانیم چرا تا کنون نتوانسته‌ایم به این مهم دست پیدا کنیم؛ تا در حرکتی که از امروز آغاز می‌کنیم، از این اشتباه‌ها دوری کرده و تلاش کنیم دوباره مرتکب آنها نشویم.

سال‌های سال است که بعضی از کتاب‌های آموزشی و دوره‌های درسی و مدرسینِ کم‌تجربه‌تر، مستقیم یا غیرمستقیم، قوانینی را شکل داده‌اند که در اینجا با عنوان افسانه از آنها یاد می‌شود. افسانه‌های بسیاری در مورد یادگیری زبان انگلیسی وجود دارند که توانایی ما در یادگیری زبان را تحت تاثیرِ منفی قرار می‌دهند.


۷ افسانه که در ادامه می‌خوانید، بر اساسِ آموزه‌های دکتر دنی یو (Danny Yu)، رئیس مرکز ESEC نوشته شده‌اند. البته با توجه به اینکه ایشان مجموعه مقاله‌هایشان را از روی وب‌سایت مرکز برداشته‌اند، متاسفانه امکان لینک‌دهی به مقاله‌ی مرجع وجود ندارد.


افسانه‌ی ۱. اگر در امتحان زبان انگلیسی قبول شوم، پس انگلیسی من خوب است.

این «اگر… پس…» سال‌هاست که مسیر پیشرفتِ ما را سد کرده است. بیشتر اوقات تصور می‌کنیم که به شرط گرفتن نمره‌ی خوب، زبان انگلیسیمان قابل قبول است. نظامِ آموزشی در ایران، در شکل‌گیریِ این افسانه نقش به‌سزایی ایفا کرده است. ناگفته پیداست که هر قدر هم نمره‌های خوبی در کلاس‌های زبان انگلیسی گرفته باشیم و بگیریم، باز هم در تواناییِ استفاده‌ی موثرمان از زبان انگلیسی تفاوتی ایجاد نمی‌شود.

پس هدف خود را از کسب نمره‌های خوب و عالی برداشته و روی کسبِ توانایی در برقراری ارتباط موثر با یک انگلیسی‌زبان بگذارید.

افسانه‌ی ۲. حفظ کلمه‌های بیشتر، راهی برای یادگیری زبان انگلیسی است.

متاسفانه بسیاری از مدرسین زبان انگلیسی و دوره‌های آموزشی، به شدت این افسانه را باور دارند. آنها حفظ کلمه‌های صِرف را راهی برای یادگیری زبان انگلیسی می‌دانند و مدام فهرستی از کلمه‌های جدید در اختیار زبان‌آموزها قرار می‌دهند تا آنها را حفظ کرده و برای جلسه یا جلسه‌های بعد ارائه دهند. آنها می‌گویند هر چقدر بیشتر کلمه حفظ کنید، انگلیسی را بهتر می‌آموزید و سریع‌تر می‌توانید صحبت کنید. چه بسا دوره‌های ویژه‌ای هم برای حفظ کلمه طراحی می‌کنند! و باز هم متاسفانه، بسیاری از زبان‌آموزها هم به شدت این افسانه را باور دارند.

در کتاب مقدمه‌ای بر زبان (An Introduction to Language) نوشته‌ی ویکتوریا فرامکین (Victoria Fromkin) آمده:

هیچ انگلیسی‌زبانی همه‌ی 450000 کلمه‌ای که در دیکشنری وبستر فهرست شده‌اند را نمی‌داند. حتی اگر کسی هم بداند، آن شخص انگلیسی صحبت نمی‌کند.

از امروز حفظ کلمه‌های تنها را فراموش کنید. اگر می‌خواهید حفظ کنید، به سراغ جمله‌ها و عبارت‌ها بروید.

افسانه‌ی ۳. با استفاده از بهترین و گران‌ترین دوره‌های آموزشی و همچنین فناوریِ روز، انگلیسی من سریع‌تر پیشرفت می‌کند.

البته این جمله تا حدودی می‌تواند درست باشد. با این حال، تکیه بر آن، به هیچ وجه درست نیست. شما حتی اگر از دوره‌های آموزشی گران‌قیمت و کلاس‌های فوق‌العاده و وسایل تکنولوژیک برخوردار نیستید هم می‌توانید انگلیسی بیاموزید و به شیوه‌ای موثر از آن استفاده کنید.

تنها چیزی که در این مسیر باید به آن تکیه کنید، اراده‌ی یادگیری است. همین و بس!

افسانه‌ی ۴. تبلیغات می‌گویند راه‌های میان‌بُری برای یادگیری وجود دارند و می‌توانم در زمان بسیار کمی، بدون آنکه تلاشی بکنم، زبان انگلیسی را بیاموزم.

تبلیغاتی که امروزه سایت‌های اینترنتی و قاب تلویزیون و صفحه‌های روزنامه‌ها را پر کرده‌اند، عموماً تبلیغات نادرستی هستند. آنها ادعا می‌کنند که بدون هیچ تلاش و پشتکاری و تنها در عرض چند جلسه می‌توانید یک زبان جدید بیاموزید! نمونه‌های این تبلیغات را با جستجویی مختصر می‌توانید دوروبر خود ببینید. تنها بگذارید به این جمله بسنده کنم که اگر این تبلیغات حقیقی بودند، همه‌ی مردم ایران تا کنون به زبان انگلیسی مسلط شده بودند!

افسانه‌ی ۵. موقع گوش‌کردن و صحبت‌کردن به زبان انگلیسی، باید تک تک کلمه‌ها را بفهمم.

این رویکرد در یادگیری، نه تنها بسیار خسته‌کننده، بلکه بسیار هم دلسردکننده است، چرا که هر بار تلاشی در این جهت بکنید، مطمئن باشید شکست خواهید خورد و این شیوه تنها دلسردتان خواهد کرد.

بیایید به زبانِ پارسیِ خودمان فکر کنیم. تصور کنید مشغول تماشای اخبارِ تلویزیون هستید. آیا پس از اعلام یک خبر، می‌توانید آن را برای دیگران بازگو کنید؟ بله! اما آیا می‌توانید تک تکِ کلمه‌هایی که گوینده‌ی خبر بیان کرده را تکرار کنید؟!

موقع گوش‌کردن به شخصی که انگلیسی صحبت می‌کند یا تماشای یک فیلم یا سریال، کافی است مفهوم کلی آنچه می‌شنویم را درک کنیم. مطمئن باشید نیازی به شنیدن و فهمِ تک تکِ کلمه‌ها ندارید.

افسانه‌ی ۶. داشتنِ یک رویکرد کتاب‌محور، یعنی چیزی که بتوانم به آن تکیه کنم، بتوانم بخوانم، آن را حفظ و لمس کنم، سریع‌ترین راه برای یادگیری زبان است.

من با این ایده موافق نیستم و فکر می‌کنم که این روش نه موثر است و نه به‌صرفه. میلیون‌ها زبان‌آموز در سراسر دنیا هر کدام سال‌ها وقت صرف کرده‌اند تا زبان انگلیسی یاد بگیرند؛ با این حال بسیاری هنوز قادر نیستند صحبت کرده و یا از زبان انگلیسی به طور موثری استفاده کنند. پس لزوماً یک رویکرد کتاب‌محور، نمی‌تواند پاسخی به نیازهای ما در مسیر یادگیریِ یک زبان جدید باشد. (anewlanguageisanewlife.com)

البته داشتنِ و مطالعه‌ی کتاب‌های آموزشی را رد نمی‌کنم. اما قرار نیست این کتاب‌ها همه‌ی آن چیزی باشند که ما خود را با آنها درگیر می‌کنیم. مهم‌ترین فایده‌ای که در کتاب‌های آموزشی می‌بینم، این است که به یادگیریِ ما مسیر می‌دهند. در واقع مسیر را مشخص می‌کنند و پس از آن این خودِ ماییم که مسئول یادگیری هستیم.

افسانه‌ی ۷. برای پیشرفت در صحبت به زبانِ انگلیسی، باید با یک سخنور خوب و یا با کسی که از من بهتر صحبت می‌کند، تمرین کنم.

تنها تاثیرِ این باور در زبان‌آموزها، عقب نگاه‌داشتن آنها و جلوگیری از تلاش و پیشرفتشان است. خیر! شما برای تمرینِ انگلیسی گفتاری، لزوماً نیازی به یک حریف تمرینیِ قَدَر ندارید! البته اگر چنین دوست و همراهی داشته باشید عالی است، ولی اگر هم نبود، یک همراه با توانایی معمولی و یا حتی پایین‌تر از شما هم کافی است. اگر چنین کسی هم نبود، خودِ شما می‌توانید بهترین همراه برای خودتان باشید.

این ۷ افسانه باورهای غلطی هستند که سال‌های سال است جلوی پیشرفت انگلیسی میلیون‌ها نفر از زبان‌آموزهای زبان‌های مختلف، در سراسر دنیا را گرفته‌اند. اگر می‌خواهید زبان انگلیسی را به شیوه‌ای موثر بیاموزید و قادر به برقراریِ ارتباط با این زبان باشید، پیش از هر چیز، این ۷ باور غلط، ۷ افسانه را در ذهن خود خط خطی کرده و تلاش کنید با ذهنی عاری از باورهای غلط پیشین، این سفرِ هیجان‌انگیز را آغاز نمایید.


حالا نوبت شماست! پیش از خواندنِ این نوشته، کدام یک از این ۷ افسانه در ذهنتان وجود داشتند و آنها را باور داشتید؟ آیا باورِ دیگری هم شبیه به این ۷ افسانه در ذهنتان وجود دارد؟ تجربه‌های خود را در این باره، با من و سایر خواننده‌های این وبلاگ در میان بگذارید.

طراحی تصویر بالای صفحه: freepik

Facebooktwittergoogle_pluslinkedin

درباره نویسنده

مهدی فیروزی

وبلاگ‌نویس و مدرس زبان انگلیسی و نویسنده و مترجم چند عنوان کتاب. علاقمند به تکنولوژی فکر و ایده‌پردازی و کارآفرینی و صدالبته، زبانِ انگلیسی

دیدگاهتان را بنویسید