روان‌شناسی زبان

آیا تغییر زبان، تغییر شخصیت را در پی دارد؟

تغییر شخصیت
نوشته شده توسط مهدی فیروزی

ابتدا نظر چند شخص دوزبانه درباره‌ی تغییر زبان و تغییر شخصیت را بخوانید:

یک شخص دوزبانه: «وقتی بین آمریکایی‌های بریتانیایی هستم، خودم را بی‌دست‌وپا می‌بینم و قادر به انتخاب سریعِ کلمه‌ها نیستم… وقتی در میانِ سخنورانِ اسپانیایی‌زبان و لاتین هستم، اصلاً احساس خجالت نمی‌کنم. شوخ‌طبع هستم و خودمانی و… خیلی معاشرتی می‌شوم.»

دوزبانه‌ی دوم: «در زبان انگلیسی، گفتارم بسیار مودبانه است، لحن آرامی دارم و همیشه از عبارات «لطفاً» و «عذر می‌خواهم» استفاده می‌کنم. وقتی یونانی صحبت می‌کنم، با سرعت بیشتری حرف می‌زنم، با لحنی مضطرب و به نوعی گستاخانه…»

دوزبانه‌ی سوم: «فهمیده‌ام وقتی به زبانِ روسی صحبت می‌کنم، احساس شخصِ بسیار آرام‌تر و ملایم‌تری را دارم. در زبان انگلیسی، احساس خشن‌تری دارم،»


پیش‌تر ۲۰ دلیل من برای یادگیریِ زبان انگلیسی را خواندید. یکی از آنها، داشتن یک زندگی جدید بود. در آنجا گفتم که «صحبت به زبانی جدید، تفکری جدید و شخصیتی جدید به انسان می‌دهد». اما آن پست دلیلی شد تا به دنبال پاسخ این پرسش بروم که آیا واقعاً تغییر زبان، تغییر شخصیت را به دنبال دارد؟

مقاله‌ها و نوشته‌های بسیاری در وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های مختلف پیدا کردم که به پاسخ این پرسش می‌پرداختند. در این میان، نوشته‌ی دکتر فرانسوا گروجان (François Grosjean) را ترجمه کردم که در ادامه می‌خوانید.

آیا تغییر زبان، تغییر شخصیت را در پی دارد؟

آیا ممکن است چندزبانه‌هایی که به دو زبان (یا بیشتر) صحبت می‌کنند، وقتی زبانشان را تغییر می‌دهند، تغییر شخصیت هم پیدا کنند؟ ضرب‌المثلی چکی می‌گوید: «زبانی جدید یاد بگیر و روحی جدید به دست آور.»

علی‌رغم این حقیقت که بسیاری از دوزبانه‌ها عنوان کرده‌اند که در هر یک از زبان‌هایشان شخصیت متفاوتی پیدا می‌کنند، اما تنها تعداد اندکی از پژوهشگرها تلاش کرده‌اند به مفهوم واقعیِ این مسئله دست یابند.

سوزان اروین تریپ (Susan Ervin-Tripp)، استاد بازنشسته‌ی دانشگاه برکلی، در اوایل کار خود، پژوهشی را ترتیب داد. در آن پژوهش از زنان ژاپنی آمریکایی خواست جمله‌هایی را که به آنها می‌دهد، هم به زبان ژاپنی و هم انگلیسی کامل کنند. او متوجه شد که آنها بسته به زبانی که به کار می‌برند، از پایان‌بندی‌های بسیار متفاوتی استفاده می‌کنند. بدین‌گونه که برای جمله‌ای که با این عبارت آغاز می‌شد «وقتی خواسته‌های من با خانواده‌ام در تضاد است…» پایان‌بندیِ ژاپنیِ یک شرکت‌کننده این بود که «… ناخشنودیِ بزرگی پیش می‌آید.» در حالی که پایان‌بندیِ انگلیسیِ همین شخص، این بود که «… آنچه را خودم می‌خواهم انجام می‌دهم.»

بیش از چهل سال بعد، دیوید لونا (David Luna)، استاد کالج باروک، و همکارانش از دانشجویان دختر دوزبانه‌ی آمریکایی اسپانیایی خواستند تبلیغات هدفی که زنان را تصویر می‌کردند تفسیر کنند، ابتدا به یک زبان و شش ماه بعد، به زبان دیگر. آنها متوجه شدند که در جلسه‌های اسپانیایی، دوزبانه‌ها زنان حاضر در تبلیغات را خودکفاتر و برونگرا مشاهده کرده‌اند. با این حال در جلسات انگلیسی، دیدگاه‌هایی سنتی‌تر و وابسته‌تر و خانواده‌محورتری از این زنان ارائه کرده‌اند.

مطالبی که افراد دوزبانه عنوان می‌کنند و نتایج مطالعاتی نظیر آنهایی که اینجا ذکر شدند، طی سال‌ها کنجکاوی مرا برانگیخته‌اند. اول از همه متوجه شدم که دوزبانه‌های تک‌فرهنگی که اکثریت دوزبانه‌های دنیا را شامل می‌شوند، واقعاً با این پدیده درگیر نیستند. اگرچه دو یا چند زبانه‌ها در حقیقت اجزای تنها یک فرهنگ هستند. اما دوزبانه‌های دوفرهنگی چطور؟

من در نخستین کتابم در مورد دوزبانگی با عنوان زندگی با دو زبان (Life with Two Languages) عنوان نمودم که آنچه به عنوان تغییر شخصیت شناخته می‌شود، به احتمال زیاد تنها تغییری در نگرش‌ها و رفتارهای فرد است که به تغییر در وضعیت یا محیط او، مستقل از زبان، مربوطند. در واقع، دوزبانه‌های دوفرهنگی در این مطالعات با دو فرهنگ رفتار می‌کردند، که با محیطی که در آن بودند تطبیق داشت.

در واقع دوزبانه‌ها از زبان‌هایشان برای مقاصد مختلفی، در حوزه‌های مختلف زندگی، با افراد مختلف استفاده می‌کنند. محیط‌ها و حوزه‌های مختلف، برداشت‌ها و نگرش‌ها و رفتارهای متفاوتی را باعث می‌شوند. آنچه به عنوان تغییر شخصیت به علتِ تغییر زبان شناخته می‌شود، ارتباط کمی (اگر داشته باشد) با خودِ زبان دارد.

شیوه‌ی صحبت کردن و رفتار با بهترین دوستمان را تصور کنید. سپس فکر کنید که چگونه همه‌ی اینها، وقتی با همان زبان در حال صحبت با یک مافوق (به عنوان مثال مدیر مدرسه یا رئیس شرکتمان) هستیم تغییر می‌کنند. به شکل متفاوتی رفتار می‌کنیم و گاهی اوقات حتی وقتی زبان همان است، نگرش‌ها و احساسات تغییر می‌کنند. (anewlanguageisanewlife.com)

همین مسئله برای دوزبانه‌ها هم صدق می‌کند. با این تفاوت که در اینجا زبان ممکن است متفاوت باشد. محیط و فرهنگ و مخاطبان هستند که باعث می‌شوند دوزبانه‌های دوفرهنگی نگرش‌ها و احساسات و رفتارهایشان را (همراه با زبان)، و نه صرفاً خود زبان را به تنهایی، تغییر دهند. در اصل، به نظر نمی‌رسد رابطه‌ی علت و معلولیِ مستقیمی بین تغییر زبان و تغییر شخصیت وجود داشته باشد.

یک سوئیسیِ سه‌زبانه‌ی آلمانی فرانسوی انگلیسی، جمله‌ای می‌گوید که با این مسئله مطابقت دارد: «وقتی به انگلیسی یا فرانسوی یا آلمانی با خواهرم صحبت می‌کنم، شخصیتم فرقی نمی‌کند. اما بسته به این که کجا هستیم، رفتارهای هر دویِ ما ممکن است با شرایطی که خود را در آن می‌یابیم، تطبیق پیدا کنند.»

شما چطور؟ آیا شما هم دوزبانه یا چندزبانه هستید؟ اگر این‌طور است، آیا هنگام استفاده از هر زبان، تصور می‌کنید شخصیت متفاوتی دارید؟

منبع مورداستفاده: Life as a Bilingual

طراحی تصویر بالای صفحه: freepik

درباره نویسنده

مهدی فیروزی

وبلاگ‌نویس و مدرس زبان انگلیسی و نویسنده و مترجم چند عنوان کتاب. علاقمند به تکنولوژی فکر و ایده‌پردازی و کارآفرینی و صدالبته، زبانِ انگلیسی

دیدگاهتان را بنویسید