فراگیری زبان دوم

۲۰ دلیل برای یادگیری زبان انگلیسی (قسمت یکم)

دلیل برای یادگیری
نوشته شده توسط مهدی فیروزی

عنوان این مطلب (۲۰ دلیل برای یادگیری زبان انگلیسی)، از پرسشی ناشی می شود که ذهن بعضی را به خود مشغول کرده و من هم بارها خطاب این پرسش قرار گرفته‌ام. البته پاسخ‌های فراوانی هم برایش وجود دارد و اغراق نکرده‌ام اگر بگویم می‌توان هزار و یک پاسخ به آن داد. ضمن آنکه هر پاسخی که به این پرسش داده شده و هر دلیلی که عنوان می‌شود، می‌تواند انگیزه‌ی خوبی برای یک زبان‌آموز باشد، تا در مسیر یادگیری و پیشرفت خود محکم‌تر و با اراده‌ی بیشتری قدم برداشته و با یادآوری آن، پشتکارش را هم در این مسیر حفظ کند.

در این دو پست، ۲۰ دلیل برای یادگیری که برای خودم مهمترین‌ها هستند، انتخاب کرده و در مورد هر کدام توضیح مختصری هم نوشته‌ام تا ضمنِ پاسخ به سوالی که گفتم، چند انگیزه‌ی خوب هم برای شروع به یادگیری یک زبان جدید در آنهایی که هنوز مردد هستند ایجاد کنم.

۱. به دلیل گسترش حیطه‌‌ی توانایی در برقراری ارتباط کلامی با مردمان جهان

با جستجوی مختصری در اینترنت، می‌توانید آمارهای فراوانی از تعداد سخنوران زبان‌های مختلف و پراکندگی آنها روی کره‌‌ی خاکی پیدا کنید. این آمار به علت دیدها و تعریف‌های متفاوتی که تهیه‌کننده‌های آنها نسبت به سخنور و سخنور بومی و سخنور زبان دوم و استفاده از زبان دارند، بسیار متفاوت هستند و بازه‌‌‌ی گسترده‌ای را در بر می‌گیرند.

چندین ساعت در این آمار جستجو کرده و از جوانب مختلف آنها را مورد بررسی قرار دادم. در نهایت از یکپارچه کردن‌شان، به آماری رسیدم که به نظرم، به واقعیت نزدیک‌تر است. تقریباً ۳۸۰ میلیون نفر در سراسر کره‌‌ی زمین زبان انگلیسی را به عنوان زبان مادری صحبت می‌کنند. حدود یک میلیارد نفر نیز این زبان را به عنوان زبان دوم یا زبان خارجی آموخته‌اند و از آن استفاده می‌کنند. از جمع این دو عدد، به عدد یک میلیارد و سیصد و هشتاد میلیون نفر می‌رسیم که در نسبت با کل جمعیت جهان تقریباً ۲۱ درصد سخنوران روی کره‌‌‌‌ی زمین را تشکیل می‌دهند.

این عدد در مقایسه با تعداد سخنوران زبان پارسی که تقریباً ۱/۷ درصد از کل سخنوران را تشکیل می‌دهند، تقریباً ۱۳ برابر بیشتر است که به همین میزان می‌تواند ضریبِ مخاطب‌های احتمالی ما در ارتباطات جهانی را افزایش دهد. تصور کنید با ارقام و آمار موجود، شما اگر تنها به زبان پارسی تکلم کنید، تقریباً ۱۱۰ میلیون مخاطب می‌توانید داشته باشید. صد و ده میلیون نفر حرف شما را می‌فهمند و شما نیز آنها را می‌فهمید. حالا اگر زبان انگلیسی را هم به زبان پارسی اضافه کنید، جمع مخاطب‌های احتمالی شما به حدود یک میلیارد و چهارصد و نود میلیون نفر می‌رسد. با این تعداد آدم می‌توانید ارتباط موثر برقرار کنید و این یعنی گسترش حیطه‌‌ی توانایی شما در برقراری ارتباط.

آیا این دلیل برای یادگیری زبان انگلیسی نیست؟ اینکه به‌جای ۱۰۰ میلیون نفر، ۱/۵ میلیارد نفر هم‌زبان داشته باشیم؟

۲. به دلیل دستیابی به یک مزیت رقابتی کشوری

دو شخص جویای کار را تصور بفرمائید که از یک دانشگاه، در یک رشته و با معدل مشابهی فارغ‌التحصیل شده‌اند. حالا اگر این دو نفر به شرکتی که جویای نیروی کار است مراجعه کنند، کدامیک پذیرفته می‌شوند؟ اینجاست که پای مزیت‌های رقابتی به میان می‌آید؛ و در میان مزیت‌های رقابتی که در کشور ما مطرح می‌شوند، دانستن زبان انگلیسی و تسلط به کار با کامپیوتر جزو مهم‌ترین‌ها به شمار می‌آیند.

آیا این دلیل برای یادگیری زبان انگلیسی نیست؟ اینکه نسبت به کسانی که شرایط یکسانی با ما دارند، مزیت‌هایی داشته باشیم؟

۳. به دلیل داشتن یک زندگی جدید

نامِ وبلاگی که در حال خواندن آن هستید (anewlanguageisanewlife.com)، جمله‌ی معروفی است که شعار نیروبخش زبان‌آموزان زبان‌های مختلف در سراسر دنیاست. «یک زبان جدید، یک زندگی جدید است.» این شعار نه تنها به گسترش حیطه‌‌ی توانایی انسان در برقراری ارتباط با دیگر مردمان جهان که در دلیل برای یادگیری شماره‌ی ۱ عنوان شد اشاره دارد، بلکه از واقعیتی اثبات شده نیز حرف می‌زند. صحبت به زبانی جدید، تفکری جدید و شخصیتی جدید به انسان می‌دهد.

در یک پژوهش ساده ولی هوشمندانه، از دو‌زبانه‌های چینی انگلیسی خواسته شد به یک پرسش معلومات عمومی پاسخ دهند. مثلاً از آنها خواسته شد مجسمه‌ای را نام ببرند که یکی از دست‌هایش را بلند کرده و به دوردست‌ها می‌نگرد. نتیجه این بود که وقتی این پرسش به زبان انگلیسی پرسیده شد، اکثر افراد مجسمه‌ی آزادی را به یاد آوردند، حال آن که همین پرسش به زبان چینی، بیشتر پاسخ مجسمه‌ی مائو را به همراه داشت. به نظر می‌رسد که یادآوردن خاطرات شخصی نیز این‌گونه باشد.

این مطلب گزیده‌ای از مقاله‌ای خواندنی است که می‌توانید در سایت جام‌جم آنلاین، آن را مطالعه کنید. این مقاله به این نکته اشاره دارد که دوزبانه‌ها با دو دید مختلف نگاه می‌کنند و با دو رویکرد مختلف فکر می‌کنند؛ که این موضوع به همان جمله‌‌ی اول برمی‌گردد که «یک زبان جدید، یک زندگی جدید است.»

آیا این دلیل برای یادگیری زبان انگلیسی نیست؟ اینکه با یادگیری یک زبان جدید، شخصیت و دیدی جدید به دست بیاوریم؟

۴. به دلیل دریافت تمام و کمال هر آنچه به زبان انگلیسی منتشر می‌شود

زبان انگلیسی زبان علم و زبان غالبِ جهان امروز است. زبان مشترک همه‌‌ی کتاب‌ها و مقاله‌ها و فیلم‌ها و هر آنچه که شما تصور کنید مخاطب‌هایی بین‌المللی دارد. آیا شما جزو آن دسته از افرادی هستید که نمی‌توانید به زبان انگلیسی بخوانید و بفهمید؟ پس باید صبر کنید تا کتاب، فیلم یا مطلب موردعلاقه‌تان ترجمه شود.

البته باید بدانید که این ترجمه تحت‌تاثیر سلایق و باورها و نظرات مترجم آن قرار می‌گیرد. آیا تا به حال کتاب‌هایی را ندیده‌اید که پس از ترجمه قطری کمتر و یا بیشتر می‌یابند؟ این دقیقاً همان تاثیرپذیری ترجمه از باورها و نظرات مترجم است. فیلم‌ها و سریال‌های خارجی که نیازی به گفتن ندارند. سانسوری که قبل و پس از ترجمه و دوبله روی یک فیلم یا سریال صورت می‌گیرد، به کلی داستان و مفهوم را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

اگر می‌خواهید مطالب منتشرشده در سطح بین‌المللی، کتاب‌های پرطرفدار جهانی و فیلم‌های تماشایی را بدون کم‌وکاست ببینید و بخوانید، راهی ندارید جز اینکه با زبان انگلیسی آشنایی مناسبی داشته باشید.

آیا این دلیل برای یادگیری زبان انگلیسی نیست؟ اینکه هر مطلبی را به‌صورت کامل و بدون کاستی دریافت کنیم؟

۵. به دلیل اثر مثبت یادگیری یک زبان جدید روی سلامت انسان

شاید کمتر کسی بداند که یادگیری یک زبان جدید، تاثیرات مثبت پزشکی بر سلامت انسان نیز دارد. خانم اِلن بیالستوک از دانشگاه یورک کانادا تحقیق جامعی در این زمینه انجام داده‌اند که در سایت همشهری آنلاین می‌توانید به ترجمه‌ی بخشی از آن دسترسی پیدا کنید.

طبق نتایج تحقیقات پرفسور بیالستوک صحبت کردن به بیش از یک زبان، شروع علائم ابتلا به آلزایمر را تا پنج سال به تعویق می‌اندازد.

البته تحقیق پیرامون نتایج یادگیری یک زبان جدید روی سلامت انسان به خانم بیالستوک محدود نمی‌شود و سال‌هاست که محققینی از دانشگاه‌های مختلف جهان روی این مسئله تحقیق و بررسی نموده‌اند که با جستجویی مختصر در اینترنت می‌توانید به این نتایج علمی دسترسی پیدا کنید. البته اگر زبان انگلیسی می‌دانید!

آیا این دلیل برای یادگیری زبان انگلیسی نیست؟ اینکه با یادگیری یک مهارت جدید ضمن بهره‌مندی از فواید بسیار آن، به آلزایمر (حداقل برای مدتی) بگوییم نه؟!

۶. به دلیل امکان برقراری ارتباط با اشخاص هم‌زبان، بدون دخالت دیگران

تا‌ به حال شده که در جمعی باشید و بخواهید به یکی از افراد آن جمع بدون آنکه دیگران بفهمند، چیزی بگویید؟ ولی همین که آن شخص را صدا می‌کنید، همه به شما نگاه می‌کنند. اگر هم نگاه نکنند، احتمال می‌دهید که از مطلب ردوبدل شده بین شما آگاه می‌شوند. راه حل چیست؟ شاید راه حل را بسیار ساده بدانید و بگویید شخص موردنظر را به راحتی به گوشه‌ای صدا می‌کنید و مطلب را با او در میان می‌گذارید. من هم موافقم! ولی یادگیری یک زبان جدید، راه‌حل دیگری را نیز در اختیار شما می‌گذارید و آن هم حرف زدن به آن زبان است، البته به شرطی که شخص موردنظر شما هم آن را بداند و دیگران ندانند!

یکی از دلایلی که در ایام قدیم زبان‌هایی همچون زرگری پدید آمدند نیز همین مسئله بود. اینکه دو نفر تنها با قواعدی که خودشان به آن آگاهند در جمع با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. پرواضح است که زبان انگلیسی به عنوان یک زبان جهان‌شمول و بین‌المللی، با زبان زرگری متفاوت است. ولی باز هم نمی‌توان این مزیتِ دانستن زبانی متفاوت با زبان اکثریت جامعه را نادیده گرفت.

آیا این دلیل برای یادگیری زبان انگلیسی نیست؟ که بتوانیم با دوستان هم‌زبان مکالمه‌ای خصوصی داشته باشیم؟!

۷. به دلیل لذت بردن از شنیدن و تماشای ترانه‌ها و سریال‌ها و فیلم‌های انگلیسی‌زبان

اگر شما هم یکی از طرفداران سریال دوستان، فرار از زندان، لاست یا صدها سریال تماشایی انگلیسی‌زبان باشید؛ اگر شما هم یکی از تماشاچیان حرفه‌ای فیلم‌های روز دنیا باشید؛ اگر شما هم طرفدار بعضی از خواننده‌ها و گروه‌های موسیقی بین‌المللی باشید، حتماً ضرورت یادگیری زبان انگلیسی را درک کرده‌اید. مطمئناً لذت تماشا و فهم یک فیلم به زبان اصلی (اگر زبان اصلی آن انگلیسی باشد،) با تماشا و فهم فیلم به کمک زیرنویس پارسی تفاوت بسیاری دارد.

در ضمن همانطور که در نکته‌ی شماره‌ی ۴ عنوان شد، بدون شک در فرآیند ترجمه و دوبله یا زیرنویس فیلم، توانایی مترجم در ترجمه‌ی صحیح، سلیقه و نظر او تاثیر مستقیمی در محصول نهایی خواهد داشت؛ که لزوماً تاثیر مثبتی هم نخواهد بود.

آیا این دلیل برای یادگیری زبان انگلیسی نیست؟ اینکه از تماشای یک فیلم یا شنیدن یک ترانه‌ی انگلیسی و فهم بدون واسطه‌ی آن لذت ببریم؟

۸. به دلیل یافتن توانایی در درک منظور دیگر مردمان جهان

این‌بار با نگاهی عمیق‌تر به توانایی برقراری ارتباط می‌نگریم. فرهنگ و زبان همچون تاروپود یک فرش در هم تنیده‌اند و جدایی‌شان غیرممکن می‌نماید. شاید هم از دیدی بتوان زبان را زیرمجموعه‌ی فرهنگ دانست. وقتی ما زبانی را به درستی و در مسیر صحیح می‌آموزیم، فرهنگ استفاده از آن زبان را نیز یاد می‌گیریم. آنگاه با دانستن یک زبان و درک فرهنگ مردمی که از آن زبان استفاده می‌کنند، می‌توانیم ارتباط بهتر و موثرتری با آنها برقرار کنیم. می‌توانیم منظورشان را از عباراتی که به کار می‌برند، از نوع نگاهشان، از آدابی که در مراودات روزمره رعایت می‌کنند و از تک‌تک حرکاتشان، درک کنیم.

این درک، هنگامی که به زبان انگلیسی به عنوان زبان مشترک در دنیای سیاست و روابط بین‌الملل نگاه می‌کنیم، نمود بیشتری می‌یابد. در جایی که روابط بین دو کشور را رابطه‌ی بین نماینده‌های آن کشور و لحن کلام و نوع رفتارشان تعیین می‌کند، کوچکترین برخورد نامناسبی ناشی از عدم آگاهی از فرهنگ و روابط اجتماعی شخص مقابل می‌تواند عواقبی نابخشودنی به بار بیاورد.

آیا این دلیل برای یادگیری زبان انگلیسی نیست؟ اینکه با دانستن یک زبان و فرهنگ استفاده از آن گام موثری در جهت فهم و درک افکار مردم جهان برداریم؟

۹. به دلیل گسترش دایره‌ی واژگان و امکان استفاده در زبان مادری

آیا تا‌به‌حال برایتان پیش آمده است که در هنگام سخن‌گفتن به پارسی و در حین گفتگوهای روزمره، کلمه‌‌ی خاصی را فراموش کنید و نتوانید منظورتان را برسانید؟ نمی‌خواهم بگویم کلماتی که از انگلیسی می‌دانیم را وارد زبان پارسی کنیم و زبان مادری را از بین ببریم؛ بلکه می‌توانیم با افزایش دایره‌ی واژگان خود در یک زبان جدید، به یاد‌آوری و استفاده‌ی صحیح از دایره‌ی لغات زبان مادری نیز کمک کنیم.

البته نباید از این نکته گذشت که بعضی از واژه‌های انگلیسی ترجمه‌پذیر نیستند و یا حداقل تا به امروز معادل مناسبی برای آنها به دست نیامده است. مثلاً surprise

آیا این دلیل برای یادگیری زبان انگلیسی نیست؟ اینکه دایره‌ی لغات و ساختارهای زبانی ذهنی خود را افزایش دهیم و از آنها در جهت استفاده صحیح‌تر از زبان مادری بهره ببریم؟

۱۰. به دلیل پیشروبودن در زندگی

آنهایی که زبان انگلیسی، زبان مشترک مردمان جهان، زبان فرهنگ و هنر، زبان علم و تکنولوژی و زبان سیاست و روابط بین‌الملل را می‌آموزند و از آن استفاده می‌کنند، در زندگی خود و اطرافیانشان انسان‌های پیشرویی محسوب می‌شوند. آنها مخاطب‌های فراوانی دارند، در مقایسه با دیگر هم‌قطارانشان دارای مزیت هستند، چندوجهی فکر می‌کنند، همه‌چیز را بی کم و کاست می‌فهمند، دیرتر از دیگران دچار آلزایمر می‌شوند، با نگاهی متفاوت فیلم می‌بینند و کتاب می‌خوانند، منظور دیگران را بهتر درک می‌کنند و این یعنی، پیشروبودن در زندگی. باور کنید!

آیا این دلیل برای یادگیری زبان انگلیسی نیست؟ اینکه در زندگی، انسانی پیشرو باشیم؟

۱۰ دلیل برای یادگیری زبان انگلیسی بعدی را اینجا بخوانید.

طراحی تصویر بالای صفحه: freepik


پی‌نوشت: مطلب ۲۰ دلیل برای یادگیری زبان انگلیسی را علاوه بر وبلاگ شخصی، چند سال پیش در وب‌سایت آفتاب هم قرار دادم. از آن زمان بارها و بارها در وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های مختلف کپی شد. بعضی رعایت کپی‌رایت و اخلاق حرفه‌ای را کرده و نام بنده را آورده‌اند و بعضی هم مطلب را به نام خود کپی کرده‌اند! لطفاً اگر این مطلب مورد توجهتان قرار گرفت و خواستید از آن استفاده کنید، نام بنده و آدرس این وبلاگ را ذکر بفرمایید. سپاس‌گزارم!

Facebooktwittergoogle_pluslinkedin

درباره نویسنده

مهدی فیروزی

وبلاگ‌نویس و مدرس زبان انگلیسی و نویسنده و مترجم چند عنوان کتاب. علاقمند به تکنولوژی فکر و ایده‌پردازی و کارآفرینی و صدالبته، زبانِ انگلیسی

3 دیدگاه

  • سلام. واقعا خوب بود و مفید. راستش من چندین ساله( حداقل 10 سال) که همین سوال مقاله ی تو را داشتم و دارم. مطالبی که آوردی درسته، اما من واقعا فکر می کنم که لوازمِ مادی و معنوی هر زبان متفاوت از زبان دیگه است. در نتیجه این لوازم، شخصیتِ متفاوتی رو می سازند. اینکه بسته به محیط و آدمای اطراف، نوعِ زبان عوض بشه، خیلی متفاوت تر از اینه که خودِ زبان باعثِ تغییرِ شخصیت بشه. تغییرِ نوعِ زبان با تغییر در شخصیت خیلی فرق دارن. به هر ترتیب زبان فی نفسه پدیده ی بسیار پیچیده ای هستش و سوال تو می تونه تبدیل به یه موضوع عالی برای پایان نامه ی دانشگاهی بشه. اما خودم از رهگذر تجربه به این نتیجه رسیدم که بافت ها و ساختارهای زبانی متفاوت، نه زبان های متفاوت که شخصیت های متفاوت می آفرینند.

    • درود و سپاس‌گزار بابت فرصتی که برای خوندنِ این نوشته و بیان نظر خودت گذاشتی.
      اول تاکید کنم که این مطلب، به‌طور کامل، ترجمه‌ی نوشته‌ای از دکتر فرانسوا گروجان هست که توضیح بیشتر و آدرس منبع در متن اومده.
      دوم اینکه در راستای گفته‌ی تو که «زبان پدیده‌ی پیچیده‌ای است»، واقعاً همین‌طوره و مسلم اینِ که «زبان» در حیطه‌های مختلف و از چشم‌اندازهای متفاوتی می‌تونه مورد مطالعه قرار بگیره و چه بسا هرگز هم نمی‌توان به پاسخ‌های «قطعی» در مورد پرسش‌های این‌چنینی دست پیدا کرد.
      سوم، به گفته‌ی دکتر گروجان، یک دوزبانه‌ی انگلیسی‌یونانی عنوان کرده «وقتی به انگلیسی صحبت می‌کنم، گفتارم بسیار مودبانه است و وقتی به یونانی حرف می‌زنم، این گفتار گستاخانه می‌شود…» پس تو این رو صرفاً یک تغییر در «نوعِ زبان» می‌دونی و ارتباطی با «تغییر شخصیت» در اون نمی‌بینی؟
      چهارم، یک پاسخ و در عین حال پرسشی که همین الآن به ذهنم رسید اینِ که آیا در همین مثال قبلی، این تغییر «مودبانه» به «گستاخانه» نمی‌تونه تا مقداری مربوط به این باشه که کدام زبان، زبان مادری و کدام، زبان دوم شخص محسوب می شه؟ منظورم اینِ که این شخص وقتی به زبان مادری صحبت می‌کنه، بی‌پروا و به قولی «گستاخانه» و وقتی به زبان دوم صحبت می‌کنه کمی محافظه‌کارتر و «مودبانه» حرف می‌زنه.
      پنجم، البته باز پاسخ و در عین حال پرسشی که همین الآن به پاسخ شماره‌ی چهارِ خودم دارم اینِ که: منظور از دوزبانه کیست؟ اگر منظور کسانی هستند که از لحظه‌ی تولد و چه بسا پیش از تولد، با هر دو زبان آشنایی پیدا کرده و با هر دو رشد می‌کنند، پس پاسخِ من به اون پرسش نمی‌تونه درست باشه.
      ! واقعاً زبان پدیده‌ی پیچیده‌ای است!

  • فقط باید بگم که من این مطلبو برای” آیا تغییر زبان، شخصیت را تغییر می‌دهد؟” نوشتم! اما نمی دونم چرا سرازاینجا درآورد:)

دیدگاهتان را بنویسید